X
تبلیغات
رایتل
دیروز اگر سوخت ای دوست غم برگ و بار من و تو - در حوالی غروب
یک عمر پشیمان ز پشیمانی خویشم
 
جدیدترین یادداشت‌ها
 
دیروز اگر سوخت ای دوست غم برگ و بار من و تو
دیروز اگر سوخت ای دوست غم برگ و بار من و تو

امروز می آید از باغ بوی بهار من و تو



آن جا در آن برزخ سرد در کوچه های غم و درد

غیر از شب آیا چه می دید چشمان تار من و تو؟  



دیروز در غربت باغ من بودم و یک چمن داغ

امروز خورشید در دشت آیینه دار من و تو



غرق غباریم و غربت با من بیا سمت باران

صد جویبار است اینجا در انتظار من و تو



این فصل فصل من و توست فصل شکوفایی ما

برخیز با گل بخوانیم اینک بهار من و تو



با این نسیم سحرخیز برخیز اگر جان سپردیم

در باغ می ماند یا دوست گل یادگار من و تو



چون رود امیدوارم بی تابم و بی قرارم

من می روم سوی دریا جای قرار من و تو


http://s5.picofile.com/file/8159637400/harati.jpg

سلمان هراتی

(0 لایک)
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد